دانش مديريت مانند هر انديشۀ ديگر، درحال تحول و تكامل است. انسانها ذاتاً کنجکاو اند، با حواس خود به جستجو در دنیای اطرافش پرداخته و تلاش می کنند تا مشاهدات شان را در یک قالب منسجم ترتیب و آنها را نظم بخشند. انسان امروزی نه تنها نیمی از زمان خود را در تلاش های گروهی می گذراند، بلکه نیم دیگر از آن را به تماشای تلویزیون، خواندن کتاب یا به مجامع عمومی برای سرگرمی سپری می کند که همگی، ناشی از تلاش گروهی انسانها در واحدهای گوناگون حیات بشریست. ظهور سازمانها وگسترش روزافزون آنها یکی از دستآوردهای تمدن انسانیست؛ تمدنی که با قدامت بیش از پنج هزار سال قبل از میلاد مسیحی پدید آمد و در گذر زمان، تحولات عظیم و حکیمی را در حوزه های علمی، فرهنگی و اجتماعی بوجود آورد. علم مدیریت در بستر این تمدن ها بوجود آمد و با اقتضای زمان، توسعه پیدا کرد و اکنون به عنوان بنیادی ترین عنصر توسعه یافتگی در حوزه های اجتماعي، اقتصادي، سیاسی، علمی، فرهنگي و هنری کاربرد حیاتی دارد. برخی از پژوهشگران و دانشمندان مانند ارسطو، سابقه مدیریت را به آغاز پیدایش انسان نسبت می دهند و بر این باور هستند که مدیریت با شکل گیری نهاد خانواده پدید آمد و با پیشرفت های علمی و تحولات تکنالوژی در جهان، نقش مدیریت در توسعه یافتگی، روز به روز از اهمیت بیشتری برخوردار می شود. چنانچه، مدیریت به عنوان علم و هنر اداره انسان ها از بَدّو تشکیل اجتماعات بشری، به نحوی از انحا اِعمال میشده است و همواره با گسترش و فزونی قلمرو این جوامع، از فنون و تکنیک های پیچیده تری برخوردار گشت و آنقدر اهمیت یافت که امروزه به عنوان عمده ترین ارکان رشد و توسعه درحیات ملی کشور ها، ملت ها و سازمانها مطرح می شود. مبدأ و سرآغاز نگاه علمی به مدیریت و ظهور نظریه های مختلف علم مدیریت را میتوان اواخر قرن نزدهم و از اوایل قرن بیستم دانست.
تحول عمده در علم مدیریت در جریان انقلاب صنعتی به وقوع پیوست. علمای زیادی در مورد مدیریت نظریه پردازی نموده اند؛ اما از میان آنها، نظریه های هنری فایول و فردریک تایلور که بر اصول علمی مدیریت استوار است، طرفداران بیشتر و کاربرد وسیع تری دارند. از همینرو؛ رشد و توسعه سازمان ها تابع اصول علمی مدیریت است. از لحاظ تاریخی، مديريت شامل پنج دوره عمده زير مىشود. برای مطالعه بیشتر در مورد تاریخچه مدیریت، لطفاً به فصل اول کتاب “مدیریت توسعه سازمانی” که درسال 1401 چاپ شده است، مراجعه فرمایید.
- انقلاب صنعتی انگلستان (1760م.)
- نظریه مديريت كلاسيك (مارکس ویبر 1864م.)
- نظریه مدیریت علمى (فردریک تایلور1878م.)
- نظریه مديريت اصول مند (هنری فایول 1916م.)
- نظریه روابط انسانى در مدیریت (بوش و باركر 1923م. و آلتون مایو 1930م.)
امروزه؛ انواع سازمان ها به وجود آمده است که برای دستهبندی آنها، ابتدأ باید با تعریف سازمان آشنا شوید. به بیان ساده؛ سازمان یک تشکُل رسمی و ساختاربندی شدۀ است که دارای رسالت مُعیین بوده و برای دستیابی به اهداف مشخصی ایجاد شده است. در علم مدیریت سازمان به مجموعۀ از افراد، ابزارها، فرایندها، تکنیک ها و منابعی گفته میشود که دریک ساختار تعریف شدۀ باهم کار کرده و برای دستیابی به اهداف مشخصی تلاش میکنند. در علم مدیریت، میتوان سازمانها را به پنج دستۀ کُلی زیر تقسیم نمود که دو نوع اول از لحاظ نوعیت و خصوصیت است و سه نوع بعدی از لحاظ حوزه فعالیت:
- خصوصی و دولتی (انتفاعی و غیرانتفاعی، البته سازمانهای خصوصی غیرانتفاعی موجود است. مانند خیریه).
- علمی، فرهنگی و اجتماعی (دانشگاه ها، مراکز تحقیقاتی، هنرکده ها، اتحادیه ها، انجمن ها، کلپ ها…..).
- خدماتی و مشاوره ائی (مخابراتی، لوژستیکی، تبلیغاتی، تخنیکی، حقوقی….).
- تولیدی، صنعتی و تجاری (فابریکه ها، گردشگری، صنایع دستی، وارداتی و صادراتی، سوپرفروشگاه ها….)
- سازمانها به انواع رسمی و غیررسمی نیز تقسیم می گردند. سازمان های رسمی به طور قانونی بنیانگذاری و تشکیل می شوند و درآنها، فرهنگ سازمانی، ساختار تشکیلاتی، میکانیزم اجرائات، حدود مسؤلیتها و صلاحیتهای مدیران و کارکنان و چگونگی تصمیم گیری مشخص است و تابع قاعده مندی، اصول، مقررات، طرزالعمل ها و نظم می باشند؛ اما در سازمانهای غیررسمی اینگونه نیست و محدود به ساختار قاعده مند نمی باشند. یک سازمان غیررسمی ممکن است در یک سازمان رسمی و یا طور مستقل ایجاد گردد. چگونگی اجرائات در سازمانهای غیررسمی، عملاً بصورت طُفیلی یا همزیستی است طوریکه در درون سازمان های رسمی میتوانند فعالیت نمایند؛ اما برحسب نیاز، دچار نوسان و تغییر می باشند. روابط سازمانی و حدود مسؤلیتها و صلاحیتها در سازمان های غیررسمی، بصورت شفاهی بوده و تصمیم گیری در آنها آنی، مقطعی و موردی است.
توجه!
برای معلومات و مشاوره تخصصی در مورد مدیریت سازمان، لطفاً دکمه مشاوره را کلیک کرده و فرم درخواست مشاوره را خانه پوری نمایید.
